X
تبلیغات
يادداشتهايي براي فيلمنامه نويسان - جشنواره‌ها

يادداشتهايي براي فيلمنامه نويسان

پاتوقي براي نوشتن درباره سينما، فيلمنامه و ديگر هيچ!

معرفي جشنواره هاي داراي بخش مسابقه فيلمنامه نويسي

مدتي است، اكثر جشنواره هاي فيلم، بخشي را به مسابقه فيلمنامه يا طرح فيلمنامه اختصاص مي دهند كه گامي مثبت براي سنجش توان نويسندگان و خصوصاً نسل جوان براي ورود به عرصه فيلمنامه نويسي است؛ مشروط بر آنكه جشنواره ها استانداردهاي اينگونه مسابقات را رعايت كنند و داوران واقعاً آثار را داوري كنند؛‌ نه نويسنده ها را!!

الف)‌ جشنواره فيلمنامه نويسي انقلاب اسلامي (بنياد فارابي):

اين جشنواره كه دور اول آن در سال ۹۰ برگزار شد، از آن جهت كه تنها جشنواره تخصصي فيلمنامه نويسي بود، جايگاه خاصي را براي آن پيش مي بيني مي كردند، اما انتشار متن برگزيده اين جشنواره نشان داد كه بر خلاف انتظار، به جاي آثار به نويسندگان بها داده شده است!
امسال نيز قرار است دومين دوره اين جشنواره برگزار شود و فراخوان آن به زودي منتشر خواهد شد.

ب)‌ جشنواره فيلمنامه نويسي رضوي:

اين جشنواره كه زير مجموعه جشنواره بين المللي امام رضا (ع) است، در شهريور ماه امسال برگزار مي شود و مركز گسترش سينماي مستند و تجربي برگزار كننده آن است. فراخوان جشنواره در مطبوعات سينمايي (مجله فيلم و مجله فيلم نگار) منتشر شده و در سايت اين مركز به آدرس زير موجود است.

آخرين مهلت ارسال اثر به اين جشنواره ۳۰ تيرماه ۹۲ است.

http://www.defc.ir/images/fileuploadfa/2012041642649farakhan_razavi07_1200.jpg

ج) جشنواره فيلم اشراق:

اين جشنواره توسط دفتر تبلغات اسلامي حوزه علميه قم مديريت مي شود و فرم فراخوان آن در لينك زير قابل دريافت است. اين جشنواره بخش فيلنامه نويسي شركت كنندگان آزاد و نيز مخصوص طلاب را در خود دارد. اطلاعات اين جشنواره به شرح زير است:

پایان مهلت ارسال آثار: 15 مرداد ماه 1392

بررسی، انتخاب و اطلاع رسانی به پذیرفته شدگان پایان شهریور ماه 1392

زمان برگزاری جشنواره: نیمه دوم مهر ماه 1392

فرم فراخوان شركت در جشنواره فيلم اشراق

 


برچسب‌ها: جشنواره فيلمنامه نويسي
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1392ساعت   توسط علي ناصري  | 

اسامي 30 فيلمنامه منتخب بخش ويدئويي جشنواره مقاومت هم منتشر شد

به گزارش سايت جشنواره بین المللی فیلم مقاومت و دفاع مقدس؛ عناوین فیلمنامه های منتخب بخش سینمایی ویدیویی جشنواره بین المللی فیلم مقاومت به ترتیب زير اعلام شد.

در ميان اين آثار، كار ارسالي ديگر اينجانب و آقاي تورج رباني به جشنواره با نام " گمنــــــام" نيز به چشم مي‌خورد. گمنام، فيلمنامه‌اي با مضمون دفاع مقدس و جانبازان دارد كه نگارش رمان آن نيز توسط اينجانب آغاز شده است و اميدوارم تا سال آينده امكان انتشار آن فراهم شود.

تورج رباني - عكاس و مستندسازفيلمنامه‌هاي منتخب براي مرحله نهايي داوري عبارتند از:
"دوباره برخیز"(اصغر دهقان)، "درقصر شیرین اتفاق افتاد" (آزیتا رصافی)، "حمله به دفتر فرح" (اسماعیل رحیم زاده)، "نامه ای از بهشت" (حسین قناعت)، "آخرین چراغ خاموش" (محمد حسین سلطانی)، "سالوس" (سیامک اطلسی)، "اینجا شمعی روشن است" (ناصر مولوی وردنجانی)، "ذکریا" (علی شاه حاتمی)، "غروب یک توهم" (فوزیه ترغان) ،"راه رفتن روی ریل" (حسین آقاجانی)، "عشق دور نیست" (عطیه شفیعیان)، "گمنام" (علی ناصری، تورج ربانی)، "شهود خفته" (ثریا زرشناس)، "ساداکو" (محمدرضا پستک)، "خارج از دید" (عباس شیر محمدی)، "نذر طوبا" (الهه احمدی هاشم آبادی)، "آخرین نامه" (علیرضا پوریوسف، رضا عاطفی)، "شلیک" (محسن رفیع خواه، ابوالفضل صدیقی)، "روزاعتراض" (محمود خداکریم)،"صدای خاک" (داریوش روحی)، "راز" (مهناز وحدتی، ماندانا مجیدیان)، "قاصدک های رعدزده"(شیلا آریانا)، "پدر و پسر" (بیژن حکمی حصاری)، "کهنه سرباز" (علیرضا محمودزاده، علی اصغر احمدی مقدم)، "آمدم ، نبودی!" (علی اصغر احمدی مقدم)، "سرهنگ"(علی اناری، علیرضا محمودی)، "پیامک" (هادی محمدی نصب)، "هدف" ( فرزاد ابوحمزه، علی فرزین فرد)، "ویداد روی پل" (علی میرزا عمادی)، "طوبا درخت زندگی" (سهیلا نجم ).

علي ناصري - فيلمنامه نويس


برچسب‌ها: جشنواره فيلمنامه نويسي, مسابقه فيلمنامه نويسي
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1391ساعت   توسط علي ناصري  | 

فیلمنامه های سینمایی منتخب بخش قلم طلایی جشنواره مقاومت معرفی شدند

سایت جشنواره فیلم مقاومت، اسامي ۳۲ خلاصه فيلمنامه برگزيده هيئت انتخاب (مرحله اول) اين جشنواره را منتشر كرد.

در ميان اين آثار، اثر ارسالي اينجانب با نام "ساختمان ۷۹" كه به صورت مشترك با دوست هنرمندم آقاي تورج رباني (فيلمساز و مستندساز برنده سيمرغ بلورين از جشنواره فيلم فجر) به نگارش درآمده نيز به چشم مي‌خورد.

روابط عمومی جشنواره بین المللی فیلم مقاومت، عناوین فیلمنامه های سینمایی قلم طلایی و نویسندگان را به این ترتیب معرفی کرد:
شب نامه (اسماعیل رحیم زاده)، یادگاری (مهرداد خوشبخت)، خاطرات گمشده (محمدحسین حقیقی)، زندگی خوب بود (نیاز اسماعیل پور)، شفاف تر از شبنم (امیرشریفی نویسی)، روز مرخصی (محمود خدا کریم)، درناهای کاغذی(سیروس حسن­پور- نغمه ثمینی)، هویت (محمدجواد اکبری)، راز آلفا (سیدناصر هاشمی)، روز تولد تو (محمد عارف)، سحر، دختر لیلا(مسعود احمدیان)، ساکن خانه چوبی (حسینعلی لیالستانی)، عدنان(علی شاه حاتمی- مجید رضا بالا)، قاتل به محل جنایت برمی گردد (علی اصغر احمدی مقدم)، حیدر قادر نیست (مهدی رمضان نژاد)، عروس خاک (مونا انوری زاده)، سرود مقاومت (الناز میثمی- محمدعلی شفیعی)، پیشآهنگ (سهیلا باقری شریف آبادی)، نبرد الیج ( محمدجعفر باقری نیا)، زبان مادری (الهام معروفی)، ساختمان ۷۹ (علی ناصری- تورج ربانی)، دشتی پر از لاله (ابوالفضل گلفام)، حلقه های اتصال (محمدرضا پستک)، رکابزنان (مهتا نیلفروشان)، پشت پرچین خاک (بهروز فرجی)، بلدرچین (محبوبه زارعی)، بن بست تنهایی (مریم صفری)، مردی که لب نداشت (سعید اصغر زاده)، شیر دره پنجشیر (شهروز آقائی پور)، سربه مهر (میترا تمجیدی)، سرو (پریسا شمس)، خبرنگار ایتالیایی(محمد دیندار)
لازم به ذکر است این آثار توسط هیاتی متشکل از حبیب اله بهمنی، ناصرهاشم زاده، سیدهادی منبتی، عباس رافعی و حجت قاسم زاده اصل انتخاب و برای حضور و رقابت در مرحله مسابقه معرفی گردیده‌اند.

اين مسابقه، بخش فيلمنامه‌هاي سينمايي - ويدئويي (تله فيلم) را هم شامل مي‌شود كه تا كنون از اسامي هيئت انتخاب و نيز منتخبين براي مرحله داوري نهايي اين بخش، خبري منتشر نشده است.


برچسب‌ها: جشنواره مقاومت, جشنواره فيلمنامه نويسي
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1391ساعت   توسط علي ناصري  | 

پاسخ آقاي ابوحمزه به مطلبي درباره جشنواره فيلمنامه نويسي انقلاب اسلامي + توضيح

جناب آقاي محمدحسن ابوحمزه، كه متن‌شان در نخستين جشنواره فيلمنامه نويسي انقلاب اسلامي برگزيده شده، در پاسخ به پست قبلي وبلاگ، مطالبي را نوشته‌اند كه ضمن تشكر از ايشان بابت توجه به اين مطلب، نوشته‌شان در اينجا درج مي‌شود و عليرغم اينكه قصد بررسي محتوايي نوشته ايشان را نداشتم، اما توضيحي كوتاه براي روشن‌تر شدن موضوع مي دهم و خوانندگان محترم را ابتدا به خواندن كامل طرح ايشان كه در شماره ارديبهشت ماهنامه فيلم‌نگار چاپ شده؛ و سپس به داوري درباره اين نوشته دعوت مي كنم.

ايشان نوشته‌اند:

سلام بر علی ناصری عزیز

وادار کردن بنده به تبدیل داستان به طرح سینمایی چه تاثیری در اصل کار می تواند داشته باشد چه بسا دوستانی که با زحمت وبا رعایت اصول و ظوابط طرح  بسیار جامع وکاملی برای جشنواره فرستاده اند اما شاید در سی وسه نفر اول هم نامشان نبود.
من تشخیص دادم داستان کامل را بفرستم چرا که در جلسات کارگاه فیلمنامه شاید صد ها طرح را مطالعه ومورد بررسی قرار دادیم وهمیشه نویسنده در جزئیات که اصلی ترین بخش طرح است مشکل داشته است من در داستان به جرئی ترین ها اشاره کردم وگره ذهنی داور ها را باز کردم و سوالی برایشان باقی نگذاشتم.فیلم گاو آقای مهرجویی فیلمی است که از داستان ( عزاداران بیل) برگرفته شده است و موفق هم بود.من فکر می کنم نوشتن داستان برای فیلمنامه به مراتب بهتر از نوشتن طرح است. در طرح بخش مهمی از اطلاعات در ذهن نویسنده مخفی میشود که می خواهد هنگام نگارش فیلمنامه آنها را فاش کند همان ها که در مجموع سوالات بسیاری را در ذهن مخاطب وداور ها متولد می کند و نیاز به مصاحبه چهره به چهره نویسنده وداور است که شرایط آن در جشنواره ها وجود ندارد.البته من همیشه جوان ها را مستحق دریافت جوایر می دانم .

[خط فاصله]

 و اما پاسخ من:

جناب آقاي ابوحمزه، با سلام و تشكر از نظرتان

توضيح شما از يك منظر درست است. خواننده تمامي نكات را با داستان در مي‌يابد، اما آنچه در در فراخوان مد نظر بوده، طرح فيلمنامه بوده است و نه داستان و تصديق مي‌كنيد كه اين دو با هم بسيار تفاوت دارند. طرح بايد آنقدر گيرايي و قوت داشته باشد كه بتواند سينمايي بودن موضوع را برساند. لذا بايد طرح با طرح و داستان با داستان داوري شود تا هم حقوق افراد تضييع نشود (برخي به قول شما با ننوشتن جزئيات نتوانسته‌اند ذهن داوران را با موضوع همخوان كنند) اما من معتقدم طرح خوب زماني نوشته مي شود كه حداقل سيناپس منسجمي را نوشته باشيد. يعني داستان كامل با جزئيات را داشته باشيد و از آن طرح و خط سير كلي ماجرا را استنباط كنيد. يعني اينكه بتوانيد ماجراي فيلم را مثلاً در 10 دقيقه براي ديگران تعريف كنيد.

و اما در مورد محتواي طرح و داستان شما؛ من داستان را خواندم. به لحاظ داستاني، اصول را رعايت كرده بود، اما آيا هر داستاني، بار دراماتيك تبديل شدن به فيلمنامه را دارد؟

 شما در كليدي‌ترين نقطه داستان، (پايان آن) و جايي كه به نظر من تازه فيلمنامه شما بايد شروع شود، قهرمان را رها كرده‌ايد و سرنوشت او را به دست تقدير سپرده‌ايد تا پس از اوج گيري مبارزه مردم و با آتش زدن ساختمان ساواك مردم او را نجات دهند! فيلمنامه شما تازه از زمان رفتن پسر قهرمان به بيرون وبرگشت خودش به داخل ساختمان شروع مي شود!!

جناب ابوحمزه، با عرض معذرت، شما داستان تان از بد جايي شروع كرده‌ايد و بدجايي تمام كرده‌ايد و تمام نو بودن ايده‌تان را در داستان خود سوزانده‌ايد.

من بقيه طرحهاي حاضر در مسابقه را نخوانده‌ام و نمي‌توانم راجع به ديگران نظر دهم، اما حداقل در مورد داستان ارسالي شما مي توان قضاوت كرد، چراكه كامل و عيان در معرض ديد خوانندگان قرار گرفته است. اگر قهرمان داستان شما را در اتوبوس نمي گرفتند و بازداشت نمي‌كردند؟ اگر مامور در راهرو كوتاهي نمي كرد و قهرمان را به جايي زنجير مي كرد و او نمي توانست در موتورخانه مخفي شود؟ آيا اصلاً داستان شما شكل مي‌گرفت؟ قهرمان شما تا زماني كه تصادفآً به زندگي مخفي در ساختمان ساواك مجبور مي شود طرحي براي آينده ندارد. كنش اوليه و هدف ندارد و  بر حسب تصادف پرونده ها را پيدا مي كند، بر حسب تصادف كساني كه مي خواهند دستگير شوند را كشف مي كند و بسيار ابتدايي و ناپخته با رابطش تلفني صحبت مي كند. و بسيار ناپخته به سند مهمي كه در ساك مخفي كرده دوباره دست مي بابد. اينقدر شل و ول بودن يك تشكيلات امنيتي (حتي اگر دل پري از ان داشته باشيم و مخالفش باشيم) عقلاني نيست و شعور مخاطب را به بازي مي گيرد.

جناب آقاي ابوحمزه، داستان شما مشكل محتوايي دارد؛ هم در شكل روايي و هم در منطق داستان و هم در تشخيص و پرورش نقاط عطف.

داستان شما وقتي به طرح تبديل شود، چيزي جز يك پاراگراف 5 خطي از آن باقي نمي ماند... مخاطب در سينما منتظر نمي ماند تا تمام فيلم و جزئيات آن را ببيند تا از آن خوشش بيايد يا بدش بيايد. شما فقط 10 دقيقه وقت داريد تا تكليفتان را با بيننده روشن كنيد... اينها ابتدائي ترين اصول فيلمنامه نويسي است.

از طرح موضوع داستان و فيلم گاو در مطلبتان، متوجه ارتباط آن با بحث خودمان نشدم. اگر منظورتان اقتباس است كه در همه دنيا وجود دارد و همه جا براي نوشتن يك فيلمنامه خوب، ممكن است ابتدا داستان كامل آنرا بنويسند، اما شكل روايت و فرم در داستان و فيلمنامه از زمين تا آسمان فرق مي كند. من بحثم اينجاست كه اين داستان وقتي قرار است به فيلم تبديل شود، چه تغييري در آن بايد حاصل شود؟ چگونه شروع و ميانه و پايان براي آن طراحي مي شود؟ اصلاً پيرنگ آن چيست و مسئله قهرمان و هدف او چيست؟ آيا بايد هدف را تصادفي و بعد از قرار گرفتن در شرايط زندگي اجباري در ساختمان ساواك به او تزريق كنيم؟

... و در مورد جايزه هم معتقدم جايزه حق كسي است كه درست و برگزيده بنويسد و ربطي به پير و جوان بودن افراد ندارد. ببخشيد از اينكه رك بودم و چون شما را انساني اهل فكر و مطالعه مي‌دانم، مطمئنم كه از اين صراحت آزرده نخواهيد شد، اما حق بدهيد تا افراد نقد و نظر خود را بر اثري كه عنوان برگزيده اول جشنواره بزرگ فيلمنامه نويسي كشور را دارد، منتشر كنند.


برچسب‌ها: جشنواره فيلمنامه نويسي
+ نوشته شده در  شنبه 3 تیر1391ساعت   توسط علي ناصري  | 

فراخوان مسابقه فيلمنامه نويسي قلم طلايي دوازدهمين جشنواره بین المللی فیلم مقاومت منتشر شد

دوازدهمين جشنواره فيلم مقاومت (انقلاب اسلامي و دفاع مقدس) همزمان با هفته دفاع مقدس از ۲ تا ۶ مهر ۱۳۹۱ در تهران برگزار خواهد شد. اين جشنواره بخشهاي متنوعي دارد كه يكي از آنها بخش مسابقه فيلمنامه‌نويسي "قلم طلايي" است.

مسابقه در دو بخش  فيلمنامه سينمايي و  فيلمنامه سيتمايي ويدئويي (تله فيلم) برگزار خواهد شد و آثار به صورت طرح فيلمنامه قابل پذيرش خواهند بود.
بجز جوايز نقدي،‌انعقاد قرارداد نگارش فيلمنامه كامل براي برگزيدگان تا سقف ۲۰ ميليون تومان، از ديگر مزاياي اين كسابقه براي برگزيدگان است.

آخرين مهلت ارسال آثار تا اول مرداد ماه و زمان اعلام نتايج داوري هيئت انتخاب، ۱۵ مرداد خواهد بود. براي آگاهي از نحوه ارسال آثار، شرايط و مقررات جشنواره روي لينك زير كليك كنيد.

فراخوان مسابقه بزرگ فيلمنامه نويسي قلم طلايي سينمايي

دبير دوازدهمين جشنواره فيلم مقاومت، محمد خزاعي است و دبير بخش مسابقه فيلمنامه نويسي نيز حسن امجدي مقدم خواهد بود.
با توجه به حرفه‌اي و منظم بودن تيم برگزار كننده اين جشنواره، پيش‌بيني مي‌شود جشنواره خوبي در پيش داشته باشيم.
                                    سايت جشنواره بين‌المللي فيلم مقاومت


برچسب‌ها: مسابقه فيلمنامه نويسي
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1391ساعت   توسط علي ناصري  | 

نكته‌اي در باب "جشنواره فيلمنامه نويسي انقلاب اسلامي"

نتايج اولين جشنواره فيلمنامه نويسي انقلاب اسلامي، كه با آب و تاب فراواني در موردش در سايتها و مجلات سينمايي نوشته مي‌شد اعلام شد و افرادي برگزيده شدند.
ضمن احترام و ادب به همه نويسندگان محترم برگزيده اين چشنواره، به سوابق و فعاليتهاي آنان كاري ندارم و حتي خيلي‌هايشان را نمي‌شناسم، اما بعد از ديدن پيام يكي از خوانندگان وبلاگ و چاپ شدن طرح برگزيده اول (عمليات فريب)‌ در ماهنامه فيلم‌نگار؛ نظم راجع به كيفيت برگزاري جشنواره تغيير كرد..
اين خواننده محترم در قسمت نظرات مطلب جشنواره فيلمنامه نويسي انقلاب اسلامي نوشته‌اند:


انشالله سال دیگر ... (چون در آن مطلب من نوشته بودم طرح مشترك من و يكي از دوستان در طرحهاي راه يافته به بخش مسابقه نبود، البته چون طرح خام بود؛ انتظارش را هم خدايي نداشتيم) ولی من از سبک برگزاری راضی نبودم و فقط باخودم گفتم چون سال اول است خیلی ایرادی نمی توان به آن گرفت ...اگر کتابهایی که طرح ها و داستانها و فیلمنامه های کوتاه رسیده به دبیرخانه را بگیرید متوجه می شوید چه داوری سختی را پشت سر گذاشته اند...


والله من كه با ديدن متن طرح برگزيده، واقعاً فهميدم طرحهاي رسيده چه داوري سختي را پشت سر گذاشته‌اند!!!! خوب است بقيه طرحها نيز منتشر شوند تا بتوان در مورد كيفيت آثار و داوري قضاوت كرد.
مسلماً شيوه برگزاري مسابقه اشكالاتي داشت و بزرگترين آن اين بود كه براي افرادي مثل من كه اينترنتي فايل اثرم را ارسال كردم، هيچ راهي براي اطمينان از دريافت اثر وجود نداشت. مي توانستند سامانه اي براي رهگيري مطالب توسط شركت كنندگان طراحي كنند يا حداقل بوسيله ايميل نويسنده را از دريافت شدن اثرش مطلع كنند. حداقل اينكه بگويند اصلاً شرايط شركت در مسابقه را دارد يا نه؟ پس ايميل افراد را براي چه در فرمهاي ثبت نام مي گيرند؟ در كنفرانسهاي علمي وقتي مقاله ارسال مي كني، از سرنوشت مقاله بوسيله ايميل مطلع مي شوي اما اينجا چنين خبري نبود.
 وقتي هم با تلفن از كاركنان محترم فارابي سوال مي كرديم، مي فرمودند حتماً دريافت شده! نگران نباشيد. اما پس از چاپ شدن طرح برنده اول در مجله فيلم نگار مطمئن شدم كه داوري اشكالات زيادي داشته! بزرگترين اشكال اين داوري اين بوده كه حداقل آقاي ابوحمزه را وادار نكرده اند داستانش را به طرح سينمايي تبديل كند. آخر يك داستان به آن فرم را چگونه با طرحهاي سينمايي مقايسه كرده اند؟‌ مگر در طرح سينمايي جاي استعاره و تشبيه و كنايه است؟

به هر حال من كه با خواندن طرح به اين نتيجه رسيدم كه وقتي طرح برنده اول اين بوده، بقيه طرحها (و احتمالاً طرح ما) ديگر چه فاجعه اي بوده است!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1391ساعت   توسط علي ناصري  | 

مسابقه فيلمنامه نويسي در "چهارمين سوگواره لحظه‌هاي عاشورايي"

سوگواره لحظه‌هاي عاشورايي، براي چهارمين دوره متوالي در مشهد برگزار مي شود و يكي از بخشهاي آن، فيلمنامه‌نويسي است.
مهلت ارسال آثار براي اين سوگواره تا ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱ تمديد شده و فرم شركت در مسابقه و شرايط آثار در لينك زير ذر سايت اين سوگواره قابل دسترسي است.
اين سوگواره در مشهد برگزار خواهد شد.

شرايط فيلمنامه‌هاي ارسالي:

1. هر فیلمنامه می بایست بصورت تایپ شده با فرمت word همراه با پرینت و cd ارائه گردد.
2. آثار تولیدی باید حداکثر 40 صفحه و هر صفحه معادل حدود یک دقیقه باشد.
3. همراه با هر فیلمنامه خلاصه داستان آن ضمیمه باشد.
4. فيلم نامه ها مي تواند در سه بخش داستاني، مستند و پویانمایی ارائه گردد.

 جايزه بهترین فیلمنامه؛ لوح افتخار، تندیس سوگواره و مبلغ ده میلیون ریال خواهد بود.
اطلاعات بيشتر در لينك زير:
                     http://www.honaremotaali.com/NewsDetail.aspx?itemid=695


برچسب‌ها: مسابقه فيلمنامه نويسي
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 فروردین1391ساعت   توسط علي ناصري  | 

جشنواره فيلمنامه نويسي انقلاب اسلامي

باز هم قبل‌التحرير:
بعد از دو هفته كش و قوس مريضي پسرم، بالاخره كاشف به عمل آمد كه بچه ۲۱ ماهه سنگ كليه دارد! تازه با اصرار من بود كه پزشك متخصص كودكان! رضايت داد كه سونوگرافي تجويز كند وگرنه ايشان مثل ۲ ديگر همكار متخصص! خود معتقد بود گاستروئيت معده است خوب مي شود! مشكلي ندارد...
خدايا، چه گذشت به ما... الان فقط  ۳ روز است كه درگير سونوگرافي و عكسهاي جورواجور و متخصص اورولوژي هستيم، (بجز هفته قبل كه اقلاً ۳ بار ديگر با دكتر و دارو درگير بوديم)؛ البته خوشبختانه از ديروز كمي خرده سنگ دفع شده و ابراز درد نمي‌كند، اما يك سنگ ۷ ميليمتري داخل كليه و يكي كوچكتر (كه تازه امروز ابعادش معلوم مي شود) داخل مجرا، ... خدا بخير كند... بشكند دست آن مثلاً متخصص ديگري كه چند ماه پيش گفت بچه شما استخوان بندي درشتي دارد براي اينكه كمبود كلسيم پيدا نكند بايد شربت تقويتي كلسيوم فلان بدهيد... حالا شده سنگ ۷ ميليمتري داخل كليه بچه....
دوستان؛ دعا كنيد با دارو و... قضيه جمع شود چون اصلاً‌ فكر آندوسكوپي، جراحي، سنگ شكني و عوارضش و...هم ديوانه‌ام مي كند...


و اما اسامي ۳۳ نامزد برگزيده هيئت انتخاب جشنواره فيلمنامه نويسي انقلاب اسلامي هم منتشر شد. هر چند طرح مشترك من و تورج رباني در بين نامزدها نبود (چون به علت كمي وقت Draft اوليه را فرستاديم و بعد هم فرصت نبود كه طرح اصلي را بفرستيم) اما ضمن تبريك به برگزيدگان، اسامي آنها را به نقل از سايت فارابي درج مي‌كنم.
طرح من و تورج "خيــاط تهــران" نام داشت كه در حال حاضر نسخه بسيار جالبي از طرح سينمايي و نيز ورژن سريال تلويزيوني آن تهيه شده كه مذاكرات اوليه در مورد آن انجام شده و در آينده خبرهاي مرتبط با آن را خواهم داد :

طرح فیلمنامه های روسری(مهناز فتاحی)، ارض موعود (خسرو حکیم رابط)، زندانی سلول شماره 10(شهرام اشرف ابیانه)، خاطراتم یک سربند(مهدی شاداب)، روزهای انقلاب(محسن دامادی)، تابستان 57(اسرافیل شیرازی)، عملیات فریب (محمدحسن ابوحمزه)، تازه داشت طعم زندگی را می چشید (محمد حسن ابوحمزه)، اوسای ما چلیک بود و ما نمی دانستیم (محمد حسن ابوحمزه) ، مثلث(مرضیه وزیری مقدم) ، نقابی برای مترسک(علی اناری)، روزی که بر نگشت(اباذر افشار)، سه چهره پروردگار(کوروش برزگر)، هشت در هشت (آرمان معراجی)، دل بیقرار(محمد رضا پستک)، زمستان سبز(فرزانه غزل)، مونس(مهدی حمزه)، رهایی(مهدی حمزه)، دسیسه(رضا محمدی)، ساز مخالف(وحید زارع زاده)، بهار نارنج(حسین شمس آبادی)، غمنامه غم انگیز(علی میرزا عمادی)، ماموت(مجید فرازمند)، هدیه (رحیم صادق الوعد)، گل های خونی(حمید جهانی فر و لادن صحرایی)، چهارراه(رضا اسماعیلی)، آن روزها(نازنین فرخ لو)، دیدار(محسن سرتیپی)، بچه های شهریور(مرجان ریاحی)، باروت (علی شاه حاتمی)، تماشای دوردست(آزاده احمدیان)، موج و ماه (حسین قره) و ما هفت نفر(سوسن اجلالی قوروقچی) آثار بخش مسابقه جشنواره فیلمنامه نویسی انقلاب اسلامی هستند.                    
حسین ترابی، مجید رضا بالا، رسول صدرعاملی، مینو فرشچی، جابر قاسمعلی و جلیل عرفان منش هیات انتخاب نخستین این جشنواره بودند.
نخستین جشنواره مستقل فیلمنامه نویسی انقلاب اسلامی اردیبهشت ماه(همزمان با سالروز بزرگداشت شهید مطهری) سال آینده توسط بنیاد سینمایی فارابی و با مشارکت مرکز آفرینش های هنری آستان قدس رضوی در شهر مقدس مشهد برگزار می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1390ساعت   توسط علي ناصري  | 

اولین اسکار برای سینمای ایران: سفر به ماه

قبل‌التحرير:
دیشب، پسر كوچكم خيلي بي‌قراري مي‌كرد و ظاهراً هنوز از علائم مسموميت ويروسي هفته پيش (دل درد و...) رنج مي‌برد و بردن پيش دكتر براي بار سوم هم مشكلي را حل نكرد... عصبي و كم تحمل شده و فقط آب مي‌خورد. تا ساعت يك نيمه شب كه راحت مي‌خوابد، هم خودش خيلي اذيت شد و هم من و مادرش... يك چشم نيمه خواب و نيمه بيدار كه هر يك ساعت غرغر مي كرد و آب مي خواست تا ۵/۵ صبح گذرانديم...
اسكار شروع شده بود؛ خيلي وقت پيش، ولي دل و دماغ اينكه خبري بگيرم نداشتم، همانقدر كه مطمئن بودم كوروش (پسرم) بيخود  بي‌جهت دل درد دارد مطمئن بودم فرهادي جايزه را مي گيرد؛ لذا ترجيح دادم بالاي سر پسرم بنشينم و نفس كشيدن‌هايش را تماشا كنم تا بروم سر اينترنت و اخبار اسكار... چون بايد ساعت ۷ از خونه بزنم بيرون و برم سر كار...

اصغر فرهادي، با اسكاري كه گرفت؛ اولاً ‌اينكه دل ملتي را شاد كرد؛ ايرانيها هر جا كه باشند موفقيتهاي جهاني را مثل مائده‌اي آسماني، به عنوان بهانه‌اي براي فراموش كردن مشكلات و ناملايمات روزمره مي‌پندارند و شاد مي‌شوند؛ مثل خودم كه يك هفته است سر مريضي پسرم تمام تمركزم بهم ريخته و خصوصاً ديشب خيلي اذيت شدم؛ ولي اول صبحي با ديدن عكسهاي مراسم اسكار، كمي حالم بهتر شد.

گرفتن اسكار توسط فرهادي؛‌ مانند نخستين پياده شدن انسان بر روي كره ماه بود؛ پرافتخار اما آغاز راه.
سينماي ايران تازه دارد نام خودش را جا مي اندازد و بار اين زحمت را يك تنه فرهادي تا كنون به دوش كشيده‌ است. هرچند فيلمسازان جهاني ديگرمان مانند كيارستمي طرفداران خاص خود را در دنيا دارند، اما فيلمي كه از قبل از اكرانش در جشنوراه فجر، بردن جوايز را (با جايزه فيلمنامه در آسيا - پاسيفيك ) شروع كرد و تا اسكار را نگرفت وانماند، انصافاً ايوالله و دست مريزاد دارد.

سينماي ايران تازه شروع كرده است؛ مي‌دانم فرهادي مترادف سينماي ايران نيست (چون جريان عمومي سينماي ما با سيستم كار فرهادي قياس مع‌الفارق است)، اما او در سالن كداك تيه‌تر، عقبه‌اي را با خود يدك مي‌كشيد كه سينماي ايران نام داشت و از سرزميني آمده بود كه خيلي‌ها برايشان جالب است بدانند مردم ايران چه جوري حتي آب مي خورند! كم كج و كوله نشان داده‌نشد‌ه‌ايم در اين سالها! مقصران اين ديدگاههاي كاريكاتوري به ملت و فرهنگ ايران، فيلمها و فيلمسازهاي چپ‌گرايي هستند كه اگر از دستشان بر‌ايد هنوز هم "آب، باد، خاك" مي‌سازند!!!!

فرهادي عزيز، پياده‌شدنت بر روي كره ماه، ميارك!

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 اسفند1390ساعت   توسط علي ناصري  | 

به افتخار فرهادي! به افتخار ايران...

اصغر فرهادي، انتظارها را از سينماي ايران و خودش با دريافت جايزه گلدن گلوب ۲۰۱۲ براي فيلم تحسين شده جدايي نادر از سيمين بالا برد.

صميمانه به او  و تيمش تبريك مي گوييم كه هرچند غريبانه جايزه‌اش را در سالن محل اجراي مراسم گرفت و جز خودش و پيمان معادي ايراني ديگري در سالن حاضر نبود، اما شادي پس از گل خداداد عزيزي به استراليا را در ايران ايجاد كرد!

حالا ديگر ما اسكار مي خواهيم!

به اميد شكفتن دگرباره A Sepration و فرهادي در سالن كداك تيه‌تر و تنديس اسكار 2012. از همين حالا هورا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

پي نوشت:

پيمان معادي، به جاي همه ايرانيها بر گلدن گلوب بوسه زد و جاي همه را خالي كرد!


برچسب‌ها: اصغر فرهادي
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1390ساعت   توسط علي ناصري  | 

اسامی هیات انتخاب جشنواره فیلمنامه نویسی انقلاب اسلامی اعلام شد

اسامی هیات انتخاب نخستین جشنواره مستقل فیلمنامه نویسی انقلاب اسلامی اعلام شد.
به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی،  5 کارشناس و هنرمند فیلمنامه های رسیده به دبیرخانه جشنواره را ارزیابی می کنند.
بر پایه این گزارش ، مینو فرشچی به همراه مجید رضابالا، حسین ترابی، جابر قاسمعلی و رسول صدرعاملی هیات انتخاب جشنواره فیلمنامه نویسی انقلاب اسلامی هستند.
این هیات انتخاب 196 اثر رسیده به دبیرخانه جشنواره را تا 15 اسفند ماه سال جاری بررسی خواهند کرد.

تندیس قلم بلورین به فیلمنامه اول، به همراه 5 دیپلم افتخار به آثار برتر، جوایز نقدی و حمایت از نگارش به مرحله تولید رساندن از جمله جوایز جشنواره فیلمنامه نویسی انقلاب اسلامی است.
نخستین جشنواره فیلمنامه نویسی انقلاب اسلامی توسط معاونت فرهنگی و پژوهشی بنیاد سینمایی فارابی برگزار می شود.


پی نوشت:

۱- قبلاً قرار بود برندگان همزمان با جشنواره فيلم فجر امسال معرفي شوند، اما حال كه هيئت انتخاب تا ۱۵ اسفند مي خواهند مرحله اول داوري را انجام دهند، خدا مي داند تا كي نتيجه را اعلام خواهند كرد. چون از ۲۰ اسفند عملاً تعطيلات شروع مي شود تا ۲۰ فروردين!

۲- جشنواره بين‌المللي !! آب در قاب هم كه عملاً انگار منحل شد! نه خبري، نه اطلاعيه‌اي! سايت اين جشنواره نيز از دسترس خارج شده است.


برچسب‌ها: اخبار, جشنواره فيلمنامه نويسي, آب در قاب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1390ساعت   توسط علي ناصري  | 

... و دوباره فيلمنامه! + سكانس برگزيده: "بوي خوش زن"


              فیلمهای پروژکتوری قدیمی 8 میلیمتری شما را خریداریم!

پس از مدتي گرفتاري‌هاي زياد شغلي و شخصي، دوباره انگار دارد فرصتي دست مي‌دهد تا به فيلمنامه‌نويسي برگردم.
هر چند در يكسال گذشته، همواره درگير طرح نوشتن بوده ام و تا بحال ۴ طرح داستاني، ۲ طرح مستند و يك طرح كوتاه آماده كرده‌ام، اما هنوز هيچكدام وارد مرحله نگارش نهايي نشده‌اند.
يكي از طرحهاي مستند براي جشنواره فيلم كيش  بود كه تنديس و جايزه اول را گرفت و دومي هم براي جشنواره " آب در قاب" است كه ظاهراً‌ مهلت ارسال آثار به آن تا آخر شهريور ۹۰ تمديد شده است.
براي جشنواره فيلمنامه نويسي بنياد فارابي (اولين مسابقه مستقل فيلمنامه نويسي انقلاب اسلامي) هم آنقدر تبليغ شده كه اكثر فيلمنامه نويسان به شركت در آن ترغيب شوند. البته اين جشنواره فقط طرح فيلمنامه مي پذيرد و ۵ طرح برگزيده را براي نگارش و ساخت سفارش خواهد داد.
به هر حال،‌ قبل از هر چيز؛ بايد برخي قولهايي كه به دوستانم داده‌ام را حتماً عملي كنم و طرحهاي نيمه تمام را تمام كنم، كه اين روزها با فرصتهاي كم و كار زياد؛ كار سختي است!
اميدوارم فرصت و مطلب مناسب براي به روز شدن اين وبلاگ بدست آيد!


سكانس برگزيده:

Still of Al Pacino and Chris O'Donnell in Scent of a Womanبراي دوستاني كه مي خواهند ديالوگهاي تاثيرگذار بنويسند، يكي از ده‌ها نمونه موفق ديالوگ نويسي (كه مراحل مقدمه چيني، توضيح و تفصيل و نتيجه گيري  را يكجا در خود دارد)، سكانس اوج فيلم "بوي خوش زن" با بازي درخشان آل پاجينو است؛ كه بعد از بارها و بارها ديدن آن، هنوز نكات تازه‌اي برايم دارد را به شما پيشنهاد مي‌كنم.
در اينجا ترجمه اين سكانس را قرار مي دهم و البته متن اصلي كه به اندازه كافي گويا و روان هست، نيز در ادامه مطلب آمده است.

بوي خوش زن

 نوشته:‌ بو گلدمن

 

تراسك (مدير مدرسه): آقاي سيمز، شما يك حقه بازي و داري دروغ ميگي!

اسليد (آل پاچينو): ولي خبرچين نيست!

تراسك (مدير مدرسه): ببخشيد؟

اسليد (آل پاچينو): نه، فكر نكنم كه ببخشم! اينا همش يك مشت مزخرفاته!

تراسك (مدير مدرسه): جناب اسليد، مواظب حرف زدنتون باشيد، شما الان در مدرسه بيرد هستيد، نه سربازخونه! ... آقاي سيمز، من به شما يك فرصت نهايي ميدم كه حرف بزنيد.

اسليد (آل پاچينو): آقاي سيمز چنين فرصتي رو نمي خواد، اون احتياجي نداره كه بهش عنوان (با مسخرگي) مردي كه شايسته بيردي بودن هست" بديد. اين چه مسخره بازيه كه راه انداختين؟ چه درسي مي خواي به اينا بدي؟ "پسرا، همكلاسيهاتون رو لو بديد، خودتونو نجات بديد؟ وگرنه به چوب مينديمتون و آتيشتون مي زنيم؟"  خيله خب آقايان؛ وقتي گندكاري ميشه (اصل: گه به پنكه مي خوره!)، بعضيا مي زنن به چاك و بعضيا هم مي ايستن. اين چارليه كه ايستاده (مقابل آتش) و اونم جورج كه توي جيب گنده باباش قايم شده! .... و شما داريد چيكار مي كنيد؟‌ جورج رو تشويق مي كنيد و چارلي رو نابود!

تراسك (مدير مدرسه): تموم شد آقاي اسليد؟

اسليد (آل پاچينو): نه! تازه دارم گرم ميشم! من نمي دونم چه كساني اينجا بوده اند؟ ويليام هاوراد تافت، ويليام جنينگز برايان، ويليام تل، هر كي... هر كدوم كه اينجا بودن، ارزشهاشون مرده، اگه ارزشي داشته بشن. تموم شد و رفت... شما يه لشكر از موشها اينجا درست كردين. يه كشتي كه بره دريا براي خبرچيني.

اگر فكر مي كنين كه دارين اينجا اين ماهيها رو پرورش مي دين كه آدم بشن، بهتره كه تجديدنظر كنين. چون من به شما ميگم كه دارين خيلي از ارزشهايي كه اين مدرسه ادعاي پرورش اونا رو داره، ميكشين!

چقدر خجالت آوره! اين چه نمايشي است كه امروز اينجا راه انداختين؟ دارم ميگم،‌... تنها كسي كه توي اين جمع ارزشش رو داره، اينجا كنار من نشسته، و من ميگم روح اين پسر بي نقصه! فروشي نيست!

مي دونين براي چي اينو مي‌دونم؟ چون يه نفر كه نمي خوام اينجا اسمشو بگم، مي خواست بخردش! فقط اينجا چارلي بود كه (روحشو) نفروخت!

تراسك (مدير مدرسه): آقا! شما داريد مزخرف ميگيد! 

اسليد (آل پاچينو): مزخرف؟ مزخرف رو بهت نشون ميدم! تو نميدوني مزخرف چيه آقاي تراسك!  بهت نشون مي‌دم، حيف كه ديگه خيلي پير شدم، خيلي خسته و خيلي كور! اگه من مرد پنج سال پيش بودم، يه منجنيق مي‌اوردم اينجا رو به آتش مي كشيدم! مزخرف ميگم؟ تو فكر مي كني با كي داري حرف ميزني؟ منم تو اين دنيا بوده‌ام... يه زماني منم مي تونستم ببينم... و ديده ام ... پسرهايي مثل اين (چارلي) رو... بلكه جوونتر ....بازوهاشون دريده شده و پاهاشون قطع شده... اما نه مثل اينجا كه داريد روح اونو رو از هم مي‌دريد، روح ديگه پروتز (جانشين) نداره.

تو فكر مي كني به همين راحتي اين سرباز پياده رو در حاليكه دمش رو گذاشته روي كولش برمي گردوني خونه‌اش توي اورگون؟ ولي من مي گم كه تو داري روحش رو نابود مي كني. چرا؟ چون او يك مرد "بيرد"ي  نيست.  مرد بيردي!  شما كه داري اين بچه رو رنج مي‌دي... يك مشت بيردي مفت خور هستيد! ... و شماها هري! جيمي! ترنت! هر جاي اين سالن كه نشستين... بريد به جهنم!

تراسك (مدير مدرسه): بشينيد سرجاتون آقاي اسليد!

اسليد (آل پاچينو): هنوز تموم نشده... وقتي داشتم ميومدم، اون حرفاتو شنيدم... "مهد رهبري"  خوبه... وقتي پايه بشكنه، گهواره سقوط مي كنه! و اينجا سقوط كرده ديگه! سقوط كرده! .... آقايان تربيت كننده مردان! خالقان رهبران! دقت كنيد كه چه جور رهبراني رو تربيت مي كنين.

من نمي دونم كه سكوت امروز چارلي درسته يا غلط، من قاضي يا عضو هيئت منصفه نيستم.... اما اينو مي‌تونم بگم كه او هيچ كسي رو نخواهد فروخت كه آينده خودشو بخره! و دوستان من به اين ميگن كمال... به اين ميگن رشادت... اينا چيزايي هست كه بايد رهبران از اونا ساخته بشن!

من هم در زندگيم به دو راهي رسيده ام. هميشه هم مي دونستم كه راه درست كدومه،‌ بدون استثنا، مي‌دونستم ولي انتخابش نكردم، مي دونين چرا؟ چون كه خيلي سخت بود.... حالا چارلي به اين دوراهي رسيده و مسيري رو انتخاب كرده كه مسير درسته. اين مسير از اصولي اومده كه شخصيت رو مي سازه. اجازه بدين به مسيرش ادامه بده... اعضاي كميته انضباطي: آينده اين پسر در دستان شماست... كه آينده ارزشمنديه، باور كنين.... خرابش نكنين، حمايتش كنين. تشويقش كنين. يه روزي بهش افتخار خواهيد كرد، بهتون قول ميدم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مرداد1390ساعت   توسط علي ناصري  | 

اسامی طرح های مستند راه یافته به مسابقه "کلک فیروزه‌ای"جشنواره بین المللی فیلم کیش


        عکسهای خود را در سایت عکس پرینت مجانی چاپ کنید!

فهرست طرح های مستند منتخب بخش "کلک فیروزه ای" جشنواره فیلم کیش اعلام شد.

روابط عمومی جشنواره بین المللی فیلم کیش با اعلام این خبر اسامی طرح های مستند انتخاب شده را به این ترتیب معرفی کرد: مهمان نوازی ایرانی/ محمدجعفری، نوروزصیادان/ هماارشادسرابی، کاسپین، برکه خورشید/ محمدحسین صفری، مروارید/ معصومه کریمی، اول زنبورمی میرد/ فریدون شیردل، دستگرد یزد شاپوران/ پژمان مظاهری پور، میراث زمین/ کورش شاملو، تنهاصدامی ماند/ رضامجلسی، ادیسه نیاکان من/ هوشنگ فضلی، برسرسفره دریا.../ مریم سادات فریدونی، اینجا مریخ نیست!/ علی ناصری، مرز/ هایده دیسی، طرح مستند منطقه آزاد اقتصادی ارس/ رضانوروزی، درودگاه/ زینب عربی، از دارتا تار/ مهدی جوزانی، خلیج فارس/ مهنازرکنی، سلاطین خلیج فارس/ مهنازدرودی، روز63سالگی سالارحاجی/ علیرضا نوروزی خراسانی، فردوسی، هزارسال بعد/ علیرضادهقان، تاتی/ پیام زین العابدینی، چهارگوهر/ الهام حسین زاده، شاهنامه خوانی درایل(آخرشاهنامه)/ شریف اسلامی، پرده درویشی(هنری اسلامی و ایرانی درسفرازخلیج فارس خزر)/ الهام حسامی، گچ پژ(چوگان)/ الهام حسامی، الماس سبز/ سید یدالله موسوی، دشت مه آلود/ عباس عجم.

 برپایه این خبر این طرح ها توسط هیاتی متشکل از: محمدعلی فارسی، ابراهیم سعیدی و رحمان سیفی آزاد انتخاب شده است.

 همانطور كه ملاحظه مي‌فرماييد، طرح ارسالي اينجانب به جشنواره كيش نيز در بين منتخبين راه يافته به بخش مسابقه قرار دارد. اين طرحها از بين ۷۶ طرح مستند رسيده به دفتر جشنواره انتخاب شده و از ميان آنان، نفرات اول تا سوم در روزهاي ۴ تا ۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ معرفي و تقدير خواهند شد. در بخش فيلمنامه‌نويسي اين جشنواره، بخش مسابقه فيلمنامة هاي كوتاه و طرحهاي سينمايي نيز حضور دارند كه اسامي ۲۶ فيلمنامه كوتاه منتخب براي بخش مسابقه نيز اعلام شده است.

طرح " اينجا مريخ نيست! "، براي ساخت فيلم مستند بلند از جاذبه‌هاي ژئوتوريستي سواحل و استانهاي جنوبي ايران نوشته شده و راهبرد آن، نحوه بهره‌گيري اقتصادي و جذب توريست از اين جاذبه‌ها مي‌باشد.
براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد جشنواره به سايت آن به آدرس
http://www.kishfilmfest.com/default.aspx مراجعه نماييد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اسفند1389ساعت   توسط علي ناصري  |